آنچه باقی میماند؛ سکوت، خاطره و اخلاق در «آخرین بازمانده روز»

استیونز، پیشخدمت ارشد یک عمارت اشرافی انگلیسی، گذشتهی خود را روایت میکند؛ گذشتهای که سالها «وظیفه» جای تجربه را در آن گرفته است.
در این روایت، مسئله نه آنچه رخ داده، بلکه آنچه هرگز مجال رخدادن نیافته است.
خاطرهای که شهادت میدهد

حکایت بدن، روایت و عدالت در «مرگ و دوشیزه» مقدمه | وقتی خاطره مدرک است «مرگ و دوشیزه» اثر آریل دورفمان، نه دربارهی گذشته است و نه دربارهی انتقام.این نمایشنامه دربارهی وضعیتی است که گذشته هنوز پایان نیافته.خاطره در اینجا نه یادآوری، بلکه شهادت است؛ شهادتی که سند مکتوب ندارد و تنها در بدن و […]
زندگی کردن پس از آگاهی و خاطرهی آینده در Ikiru

مقدمه | وقتی خاطره هنوز اتفاق نیفتاده بیشتر روایتهای مبتنی بر خاطره، به گذشته نگاه میکنند.اما Ikiru (۱۹۵۲) ساختهی آکیرا کوروساوا، مسیر معکوسی را پیشنهاد میدهد:خاطرهای که هنوز شکل نگرفته، اما قرار است ساخته شود. فیلم از لحظهای آغاز میشود که زندگی، بهظاهر، تمام شده است. کانجی واتانابه، کارمند سالخوردهی شهرداری، میفهمد سرطان معده دارد […]
وقتی خاطره گفته نمیشود: روایت سکوت و خانواده در Still Walking

مقدمه | خاطرههایی که فقط زندگی میشوند همهی خاطرهها روایت نمیشوند.بعضی از آنها فقط تکرار میشوند؛ در یک وعدهی غذا، در یک مسیر پیادهروی، در سکوتی که از توضیح سر باز میزند. Still Walking (۲۰۰۸) ساختهی هیروکازو کورئیدا، فیلمی دربارهی همین خاطرههاست؛ خاطرههایی که نه به گذشته بازمیگردند و نه قصد معناسازی دارند. آنها فقط […]
خاطرهی تکثیرشده: وقتی گذشته چند نسخه دارد

مقدمه | اگر گذشتهات نسخهبرداری شده باشد چه میکنی؟ فرض کن گذشتهات دقیقاً همان باشد که دیگری هم دارد؛نه شبیه، نه نزدیک، بلکه عیناً همان.آیا هنوز میتوانی بگویی «این خاطره مال من است»؟ A Number نوشتهی کرل چرچیل، از همین نقطهی ساده اما هولناک شروع میکند. نمایشی که مسئلهاش نه فناوری شبیهسازی، بلکه سرنوشت خاطره […]
خاطره بهمثابه سند: شکست بازشناسی در نوار آخر کراپ

نوشته دوم خوشهٔ اول | بازگشت خاطره و فروپاشی اکنون (خاطرهای که به حال هجوم میآورد) محور تحلیل: خاطره بهمثابه شیء؛ وقتی روایت از انسان جدا میشود در «نوار آخر کراپ» (Krapp’s Last Tape)، خاطره نه در ذهن، بلکه در یک شیء خارجی ذخیره شده است؛ روی نوار ضبطصوت. بکت، خاطره را از وضعیت درونی […]
خوشهٔ اول | بازگشت خاطره و فروپاشی اکنون

(خاطرهای که به حال هجوم میآورد) نوشته یکم مرگ فروشنده – آرتور میلر محور تحلیل: خاطره بهمثابه نیروی تخریبکننده در «مرگ فروشنده» (Death of a Salesman) خاطره دیگر صرفاً یادآوری گذشته نیست؛ گذشته همانند نیرویی زنده وارد اکنون میشود و تجربهی ویلی لومان را متزلزل میکند. ریکور در نظریهی بازنمایی خود میگوید خاطره، ادعای حقیقت […]
فصل دوم | درامِ خاطره: از بازگشت گذشته تا فروپاشی روایت

تجربهی زیسته و پیشروایی،
پیکربندی روایی و دراماتیک،
و تلاقی جهان متن با جهان مخاطب.
یک خاطره برای ماندن

تحلیل ریکوری بازنمایی حافظه در فیلم «After Life» در «After Life / پس از زندگی» (هیروکازو کورهادا)، فرایند تبدیل خاطره به درام نه از مسیر بازنمایی یک رویداد بزرگ، بلکه از راه تقلیل آگاهانهی تجربه انسانی به «یک لحظه قابل زیستن» شکل میگیرد. فیلم، بهجای آنکه خاطره را بهمثابه مادهای برای بازسازی گذشته به کار […]
از خاطرهٔ شخصی تا حافظهٔ تاریخی

دو مسیر برای مواجهه با خاطره «هیروشیما عشق من» و «زندگی دیگران» هر دو بر محور خاطره شکل گرفتهاند، اما مسیرهای متفاوتی را برای تبدیل تجربهٔ زیسته به روایت و سپس به درام طی میکنند.یکی از دل خاطرهای شخصی و عاشقانه، به فاجعهای تاریخی میرسد؛ دیگری از دل نظارت و ثبت رسمی، به دگرگونی درونی […]
