مقدمه | خاطره‌هایی که فقط زندگی می‌شوند

همه‌ی خاطره‌ها روایت نمی‌شوند.
بعضی از آن‌ها فقط تکرار می‌شوند؛ در یک وعده‌ی غذا، در یک مسیر پیاده‌روی، در سکوتی که از توضیح سر باز می‌زند.

Still Walking (۲۰۰۸)1 ساخته‌ی هیروکازو کورئیدا، فیلمی درباره‌ی همین خاطره‌هاست؛ خاطره‌هایی که نه به گذشته بازمی‌گردند و نه قصد معنا‌سازی دارند. آن‌ها فقط در زندگی روزمره جاری‌اند. برای خوانش ریکوری، این فیلم یک نمونه‌ی کم‌نظیر است: جایی که خاطره نه در کلام، بلکه در شیوه‌ی زیستن بازنمایی می‌شود.


محاکات اول | پیشاپیکربندی تجربه: بازگشت به خانه

داستان فیلم بسیار ساده است. خانواده‌ی یوکویاما هر سال در سالگرد مرگ پسر بزرگ‌ترشان دور هم جمع می‌شوند. پسر دوم، همسر و فرزندش از توکیو به خانه‌ی پدری بازمی‌گردند. ظاهراً هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد.

اما همین سادگی، هسته‌ی محاکات نخست را شکل می‌دهد. تجربه‌ی زیسته‌ی فیلم، تجربه‌ای آشناست:
بازگشت، تکرار، و مواجهه با گذشته‌ای که هرگز حل نشده.

کورئیدا بارها گفته است که فیلم به‌طور مستقیم از خاطره‌ی شخصی‌اش از خانواده‌ی خودش الهام گرفته؛ به‌ویژه رابطه‌اش با مادرش
(نگاه کنید به گفت‌وگوی او با Criterion Collection):
https://www.criterion.com/current/posts/1354-still-walking-family-traces

در این‌جا، خاطره نه به‌عنوان روایت، بلکه به‌عنوان «وضعیت» وارد درام می‌شود.


محاکات دوم | پیکربندی درام: روایت بدون اوج

در Still Walking خبری از پیرنگ کلاسیک نیست. فیلم به‌جای حرکت به سمت گره‌گشایی، بر تداوم تأکید می‌کند. روز می‌گذرد، غذا آماده می‌شود، گفت‌وگوها نیمه‌تمام می‌مانند.

این ساختار، به‌خوبی با نگاه پل ریکور به زمان روایی هم‌خوان است؛ جایی که او از تمایز میان «زمان تقویمی» و «زمان زیسته» سخن می‌گوید. زمان در این فیلم، زمانِ ساعت نیست؛ زمانِ ماندن است.

خاطره‌ی مرگ پسر، هرگز مستقیماً روایت نمی‌شود. هیچ فلش‌بکی وجود ندارد. فقدان، در غیاب تصویر بازنمایی می‌شود. این انتخاب، فیلم را از نوستالژی جدا می‌کند و به قلمرو زیست روزمره نزدیک می‌سازد.


سکوت به‌مثابه خاطره

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فیلم، اقتصاد کلام است. شخصیت‌ها کمتر از آنچه می‌دانند می‌گویند. مادر، پدر، پسر بازمانده—همه حامل خاطره‌اند، اما هیچ‌کدام را به‌تمامی بیان نمی‌کنند.

در خوانش ریکوری، این سکوت‌ها را می‌توان به‌مثابه «فاصله‌ی روایی» فهم کرد؛ فاصله‌ای که مانع از تصاحب کامل گذشته می‌شود. خاطره در Still Walking نه افشا می‌شود، نه تطهیر؛ فقط حمل می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که فیلم، به‌شدت تئاتری می‌شود:
کنش در دیالوگ نیست، در مکث است.


محاکات سوم | تلاقی جهان متن و جهان مخاطب

در سطح سوم محاکات، فیلم به‌سادگی با تجربه‌ی مخاطب گره می‌خورد. تقریباً هر کسی تجربه‌ی چنین بازگشتی را داشته است: خانه‌ای که تغییر نکرده، اما آدم‌هایش چرا.

Still Walking مخاطب را به قضاوت دعوت نمی‌کند. نه نسل قدیم محکوم می‌شود، نه نسل جدید تطهیر. فیلم فقط موقعیتی را نگه می‌دارد و اجازه می‌دهد مخاطب، خاطره‌ی خودش را در آن جای دهد.

برای خلاصه‌ی دقیق و رسمی داستان، می‌توان به مدخل British Film Institute مراجعه کرد:
https://www.bfi.org.uk/film/0e7a3d55-31ab-5db6-b2f7-7a61c7c62b63/still-walking


جمع‌بندی | درامی که آرام می‌ماند

Still Walking نشان می‌دهد که درام خاطره الزاماً با بحران، افشا یا گره‌گشایی همراه نیست. گاهی درام، در تداوم است؛ در ناتمام‌ماندن.

در چارچوب نظری ریکور، این فیلم نمونه‌ای است از بازنمایی خاطره بدون ادعای تملک گذشته. گذشته نه حل می‌شود، نه نجات می‌یابد؛ فقط در زندگی جاری می‌ماند.

و شاید دقیقاً به همین دلیل است که Still Walking بعد از پایانش، تمام نمی‌شود.

  1. Still Walking به معنی «هنوز در راه» یا « پیاده روی طولانی» ترجمه شده و باز ترجیح می دهم از همان کلمه Still Walking استفاده کنم . ↩︎

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *