
در فصل اول این مجموعه، مسیر تبدیل تجربهی زیسته به روایت و سپس به درام دنبال شد؛ اینکه خاطره چگونه از سطح یادآوری فردی عبور میکند و در قالب روایت، امکان بازنمایی مییابد.
فصل دوم، یک گام جلوتر میرود.
در این فصل، خاطره دیگر صرفاً مادهی خام روایت نیست؛
بلکه به مسئلهای بدل میشود که درام را دچار تنش، شکاف و فروپاشی میکند.
اینجا با خاطرههایی مواجهایم که:
- دیر به زبان میآیند،
- ناقص، متناقض یا سرکوبشدهاند،
- یا تنها در سکوت، بدن، تصویر و حذف خود را نشان میدهند.
آثار منتخب فصل دوم—از نمایشنامههای کلاسیک و مدرن تا فیلمنامهها و یک مستند شاخص—همگی بر این پرسش مرکزی متمرکزند:
وقتی روایت دیگر قادر به ساماندادن گذشته نیست، درام چگونه شکل میگیرد؟
در خوانشی مبتنی بر نظریهی بازنمایی پل ریکور، هر اثر از خلال سه سطح میمسیس بررسی میشود:
- تجربهی زیسته و پیشروایی،
- پیکربندی روایی و دراماتیک،
- و تلاقی جهان متن با جهان مخاطب.
فصل دوم، تلاشی است برای فهم درام نه بهعنوان بازگویی گذشته،
بلکه بهمثابه مواجههای اخلاقی، زیباییشناختی و انسانی با خاطرهای که هنوز پایان نیافته است.
